![]() |
![]() |
|
|
برای دوستان گل : رویا و حمید از : Nettetal ، محمدرضا از: Duisburg ، محمد و مسعود از : Limburg سالار از : Niederberechen بردیا از : Eschhöfen امید از : Enerich بهنام از : Bad Camberg و ماکان از ونکوور و........ 1 - نرم افزار بهینه ساز TuneUp Utilities 2008 که خودم از سال 2004 استفاده می کنم و این ورزیون غیر کارهائی از قبیل برطرف کردن مشکلات برنامه ها ، رجیستری ، نظارت بر سیستم و سی پی یو ، پاک کردن رد پاهای اینترنتی و......... کار مرتب کردن فست پلاته یا هارد را هم با انجام کمترین کلیک و صرف کمترین زمان انجام میدهد و......... این برنامه در دو ورزیون DE و EN برای دریافت وجود دارد که به مدت یک ماه فعال هست و سریال نمره آن فقط از طریق یاهو مسنجر فرستاده می شود ........... ادامه مطلب ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Tue 15 Jan 2008ساعت 21:46 توسط دریا دل |
|
دست بر شاخ اساطیر قدیم پروسوسه ، حول گناه می فریبد سیب باغستان را...... بی اعتنا به فلسفه کال شیطان و آدم بطن چوبینش را بربسته به پوست واری...... و کرمکان حقیر از برای سفتنش بی قرار
......... چه نارس اند آدمیان !
|
|
+ نوشته شده در
Tue 8 Jan 2008ساعت 23:1 توسط دریا دل |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 31 Dec 2007ساعت 23:35 توسط دریا دل |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وقتیکه برای گفتن چیزی نماند.....
وقتیکه زمزمه ِ باد کویر میگذشت از سرِ شنهای سیاه وقتیکه بر تن ِ شب چنگ کشید بُهت در جنبشِ ِآرامِ گیاه *** وقتی در خوابِ همه مردمِ شهر جریان داشت تپش های زمان یک عروسک بغلِ کودکِ ناز گرمِ آغوش هم ، آسوده دلان ***
پدر اندیشه فردا در سر آنطرف خفته کنار دیوار مادر امّا همه فکرش کودک در همه حال چه خواب و بیدار *** شهر در سایه شب روی زمین کوچه در حسرتِ عابر، پیچان خانه ها ساکت و تاریک ، بجا سقف بر شانه دیوارِ ِ گران ***
نفس مرگ دمید روی زمین خوف آویخته بر شاخه ماه سایه در سایه شب میلغزید کوره ی فاجعه اش در بنگاه *** بخت وارانه شد و نعره کشان خشت از خشت فرو می پاشید طرح منحوس تَرَک در دل شب تن به هر کوی و گذر می سابید ***
قهر بر خواب همه پنجه کشان ترس جاری شده از هر چه نگاه شهر در جنبش این تو طئه خرد، ماه بشکست و فرو ریخت به چاه *** شهر در سلطه امواج بلا دست تقدیر بر آن پتکزنان سقف از شانه دیوار فِتاد طرح دیوار گسسته ، ویران ***
نه پدر را دگر اندیشه به سر نه دگر مام ِ مشوش افکار دست در دست عروسک ، کودک بی خبر خفته به زیر آوار....
|
|
+ نوشته شده در
Wed 26 Dec 2007ساعت 17:19 توسط دریا دل |
|
|
در مدرسه پیدا نشد یک اهـل دلی ویران شود این خرابه دارالجهل است
******************
. . . . . Ich habe gelernt Leid zu ertragen, Schmerzen zu verbergen Und mit Tränen in den Augen zu lachen…. …..nur um den anderen zu zeigen, dass es mir " GUT " geht und um sie glücklich zu machen…..!!!!
بس که هر سو نظـــــر فکندم تا آشنائی در این میان بینـــــــــم گشــت مانوس ، سر زمین غریب با غم چشـــــــــــــم آشنا بینم کو کسی تا کــــــــه اندکی او را باشد از سرّ دوستی خبــــــــری کو کسی تا کـــــــه اندکی من را از سر دوستی کند نظـــــــــری آنکه می زد دم از فتوّت و مهــــر نیش زخمش عمیقتر در پشــــت آنکه می کرد همـــــدلی افزون بی وفائیش طفل دل را کشـــــت آنچه در نقش خاطـــــــراتم بود گوئی افسانه شد یا که وهم و خیال وآنچه دارم کنون در کف خویــش بسته دستم ز رنج و درد و مــــلال گوئی امروز آسمـــــــــان را هم با منش درنشسته ، پر انـــــــدوه در زمین و زمـــــان به تیرگی اش سایه در سایه ، ابرهــــــــــا انبوه من و این چشـــــــــم آشنا جو را چاره ای نیست جز به خلوت خویش ترک نا مردمـــــــــان همی بهتر تا که از زخم کــــامشان ، دل ریش
|
|
+ نوشته شده در
Mon 24 Dec 2007ساعت 20:8 توسط دریا دل |
|
|
شب خجسته یلدا را بر همه ی شما شادباش میگوئیم
به مناسبت شب یلدا
|
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Dec 2007ساعت 9:9 توسط دریا دل |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک بایگانی |
| دریادل |
×××××××××××××××××××××××
××××××××××××××××××××××× همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها گرم شب بازی قایم شدنیم من در این بازی تکراری هرشب باید تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر، ره باریک شب فاصله ها پشت انبوه نظر گاه خیال تک به تک خاطره ها ، گله از حادثه خنده تلخ که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود شعر پر وسوسه قلب و درخت هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید با سر انگشت خیال کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود همه را می یابم،می بینم و در آغوش خیالم همه را می گیرم لیک یکبار دگر مثل جاری شدن سایه ماه مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ جسم بی روح همه خاطره ها در ته مدفن پر پیچ زمان جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن پس از آن همهمه ها پس از آسودگی خاطره ها بر تن کهنه درخت دل من حسرت خاطره ها می سوزد. |
| واژه نامه پارسی |
|
پارسی را پاس بداریم ! ***************** |
|
PERSCHIA
|